مطالعات در مورد فرآیند سرمایه گذاری خطر پذیر (VC) بخش چهارم

نوشته شده توسط
این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)
مطالعات در مورد فرآیند سرمایه گذاری خطر پذیر (VC) بخش چهارم - 5.0 out of 5 based on 1 vote
  1. 2.1.سرمایه گذاری (VC) در چشم انداز مالی برای شکل گیری و رشد شرکت

سرمايه گذاري تنها منبع مالي شركت هاي نوپا نيست. وقتی در رابطه با سایر گزینه های تأمین مالی و مقدار کل سرمایه گذاری شده در کلیه شرکتها مشاهده شود ، آنگاه سرمایه گذاری (VC) به عنوان یک دارایی یا گروه و درجه سرمایه صاحبان سهام می شود. علاوه بر این ، بسیاری از شرکت ها بدون نیاز به سرمایه گذاری (VC) کسب و کار خود را شروع می کنند. در حالی که برخی از شرکت ها مایل به دستیابی به سرمایه گذاری (VC) هستند و قادر به انجام آن نیستند

، برخی دیگر از ترس از عواقب زیان آور مانند رشد اجباری بیش از حد شرکت یا در دست گرفتن امورات توسط سرمایه گذار، از آن اجتناب می کنند. دلیل اینکه سرمایه گذاری چنین جلب توجه کرده است و مورد توجه قرار گرفته است ، عمدتا به دلیل تأثیر مهمی که بر پتانسیل رشد بالای شرکتهای جوان دارد، همانطور که در بسیاری از شرکتهای مبتنی بر فناوری جدید مشهود است. سرمایه گذاری برای بسیاری از این شرکتها می تواند تنها (و شاید بهترین) جایگزین باشد. به عنوان مثال ، ایزاکسون (1999) شرکتهای دارای سرمایه گذاری در سوئد را مورد حمایت قرار داد و دریافت که 31 درصد از این شرکتها تصور می کنند که سرمایه گذاری خطرپذیر تنها منبع مالی موجود برای تجارت آنها است. در بررسی های انجام شده این رقم حتی برای شرکتهای کم سن که کمتر رشد کرده اند نیز بیشتر بود. هچنین اهمیت سرمایه گذاری برای اقتصاد با افزودن این واقعیت که شرکتهای موجود در این تحقیق بسیار سریعتر از شرکتهای مشابه رشد می کردند ، هم بیشتر آشکار بود. سایر یافته های مشابه در مقیاس بین المللی انجام شده است ، و بر تأثیرات مثبت خرد و کلان سرمایه گذاری (VC) تأکید می شود.

سرمایه گذاری می تواند علاوه بر تأمین دانش و توانمندی Start up های جدید (شرکتهای نوپا)، به عنوان یک اهرم قابل توجه برای سایر منابع سرمایه کار کند. شواهد حکایت از آن دارد که برای هر واحد سرمایه ای سرمایه گذار که یک استارتاپ دریافت می کند، پنج مورد دیگر نیز می تواند از بانک ها و موسسات اعتباری دیگر وام بگیرد.
بدیهی است که تأمین سرمایه گذاری (VC) استارتاپ ها، اعتماد به نفس بیشتری را به مبتدیان ارائه می دهد و موقعیت شرکت را در مقابل سایر سرمایه داران بالقوه تقویت می کند. این امر ناشی از اعتبارسنجی دریافت شده توسط پروژه های انتخاب شده ی موجود جهت سرمایه گذاری در بسیاری از پروژه های قابل انجام و در دسترس دیگر است.

با این حال ، همانطور که در ابتدا گفته شد ، سرمایه گذاری خصوصی تنها منبع سرمایه خطرپذیر برای یک شرکت نیست. شكل 5 سرمايه گذاري را در چارچوب ساير ارائه دهندگان سرمايه قرار مي دهد ، يعني چشم انداز مالي براي يك شركت در حال رشد. زنجیره سرمایه خطرپذیر نمایانگر بسیاری از بازیگران (کارآفرین ، سرمایه گذاران خصوصی ، سرمایه گذاری خصوصی و سرمایه گذاری عمومی) است که با تأمین اعتبار سهام شرکت کارآفرینی را تأمین می کنند


شکل 5
زنجیره سرمایه برای یک شرکت در حال رشد
 

راه اندازی شرکت های جدید کارآفرینی یک تجارت پر ریسک است. نیازی به گفتن نیست که بازیگرانی که از این نوع خطرات استفاده می کنند نیز انتظار بازده بالایی دارند. این به خصوص در مورد سرمایه گذاری هایی که با فناوری های جدید و اثبات نشده ساخته شده اند ، صورت می گیرد. چنین شرکتهایی برای تأمین اعتبار تحقیقات اولیه به مقادیر زیادی سرمایه نیاز دارند. به عنوان مثال ، به راحتی می تواند تا هشت سال طول بکشد تا یک شرکت دانش بنیان محصولی را برای فروش بسازد. انواع دیگر شرکتهای سرمایه گذاری ، مانند حوزه خدمات یا حتی برخی شرکتهای IT، می توانند از روز اول دارای کالای قابل فروش باشند و از این رو می توانند ضمن تکمیل محصول ، سهم بازار را بسازند و حتی درآمد حاصل از فروش را نیز ایجاد کنند.

نسبت ریسک / پاداش برای سهام و سرمایه استقراضی به شدت متفاوت است.
هرچه سرمایه گذار در مراحل اولیه توسعه یک شرکت کارآفرین، مایل به پذیرش سرمایه گذاری باشد انتظار پاداش بیشتر را دارد.
روند صعودی سرمایه گذار سهام معمولاً بیشتر است ، حداقل در آینده و ممکنها ، اما احتمال ضرر آنها نیز وجود دارد. از این رو سرمایه گذاران سهام اغلب در پروژه های پرخطرتر از سرمایه گذاران بدهی شرکت می کنند. در هر دسته (وام و سهام) شکل های ریسک نیز متفاوت است به عنوان مثال وامهای دولتی به طور متوسط بیشتر از وامهای بانکی ریسک پذیر است.

مراحل نشان داده شده در شکل 5 ، یکی از روشهای طبقه بندی مراحل مختلفی است که یک شرکت در حال رشد در چرخه زندگی خود می گذراند. مسائل و مشکلاتی که یک شرکت با آن مواجه می شود، اغلب از یک مرحله به مرحله دیگر متفاوت هستند. در شکل این مسائل و مشکلات تأثیرات مالی بر هزینه ها و درآمدها را نشان می دهد. به عنوان مثال ، در نقطه شروع شرکتها معمولاً هزینه های نسبتاً کمی برای توسعه ایده کسب و کار یا ساخت اولین نمونه اولیه دارند.

در این مرحله اولیه ، مدل مالکیت اولیه نیز طراحی و اجرا می شود. در مرحله شروع خطر از بین رفتن و ضرر زیاد است، بنابراین مدیریت و تخمین قیمت بر روی مدلهای مالکیت در هنگام عقد قرارداد در رابطه با سرمایه گذاری منابع، پارامترهای بسیار مهمی برای سرمایه گذار می شوند. با این حال نتیجه نهایی پس از حل و فصل مسئله مالکیت، اجرایی شدن و رسمی شدن، افزایش ارزش کل در سرمایه گذاری است. با این حال، سهم سهامداران سرمایه گذار در این مرحله نسبتاً ناچیز است. در آینده ارزش سرمایه گذاری - هم برای کارآفرین و هم برای سرمایه گذار - رشد خواهد کرد.

هنگامی که شرکت وارد مرحله راه اندازی می شود، هزینه ها به طرز چشمگیری افزایش می یابد، به عنوان مثال توسعه محصول، تحقیقات بازار، استخدام پرسنل. در این زمان درآمد شروع می شود اما در سطح پایین. هنگامی که شرکت بالغ می شود به مرحله توسعه می رسد، گاهی اوقات مرحله توسعه به توسعه زودرس و دیررس تقسیم می شود. در مرحله توسعه زودرس ، تولید و فروش افزایش می یابد اما شرکت هنوز هیچ سودی را نشان نمی دهد. در مرحله توسعه دیررس، شرکت معمولاً شروع به ایجاد سود می کند اما برای توسعه بیشتر، تلاش بازاریابی یا پیشرفت محصول به سرمایه اضافی احتیاج دارد.

در زیر یک تعریف کوتاه از مراحل مالی (براساس سهام خصوصی اروپا و انجمن سرمایه گذاری ، EVCA11) آورده شده است:
مرحله شروع: بودجه برای تحقیق، ارزیابی و توسعه تأمین می شود، یک ایده اولیه قبل از رسیدن به یک تجارت ، به مرحله راه اندازی رسیده است.

مرحله راه اندازی: تأمین اعتبار برای شرکتهای اقتصادی برای توسعه محصول و بازاریابی اولیه. شرکتها ممکن است در روند راه اندازی باشند یا ممکن است برای مدت کوتاهی در تجارت بوده باشند، اما محصول خود را به صورت تجاری نفروخته باشند.

مرحله گسترش: تأمین مالی برای رشد و گسترش شرکت تأمین می شود ، که ممکن است با شکست مواجه شود و یا تجارت سودآوری باشد. سرمایه میتواند در این مورد استفاده قرار گیرد: تأمین مالی جهت افزایش ظرفیت تولید؛ توسعه بازار یا محصول؛ تأمین اضافی سرمایه در گردش.

مراحل شروع و راه اندازی اغلب ترکیب شده و به عنوان مرحله اولیه معرفی می شوند.

  1. 2.2.ساختار سازمانهای سرمایه گذاری

شرکتهای سرمایه گذاری می توانند بر اساس منبع وجوه مشارکت یا ساختار مالکیت شرکت به چند دسته مختلف تقسیم شوند.

شرکتهای سرمایه گذاری مستقل خصوصی سرمایه خود را از طریق وجوه سازمان یافته به عنوان مشارکت محدود که در آن شرکت سرمایه گذاری به عنوان شریک عمومی فعالیت می کند ، سرمایه گذاری می کنند. شرکتهای سرمایه گذاری مستقل بیان کننده طرح و نمونه سازمان سرمایه گذاری در ایالات متحده است (Sahlman, 1990) و در اروپا هستند. در اروپا 76.8 درصد از کل بودجه که در سال 2004 مطرح شده است، توسط سرمایه داران مستقل جمع آوری شده بود. EVCA, 2004)). این نمونه از سازمان سرمایه گذاری نیز به سازمان برتر سرمایه گذاری در سوئد تبدیل شده است (EVCA, 2006).

در صورتی که شرکت سرمایه گذاری بطور عمده از طریق یک سازمان مادر از منابع داخلی تأمین مالی شود غالباً آن را یک سازمان سرمایه داری اسیر می نامند. یعنی یک شرکت سرمایه گذاری اسیر شرکتی است که متعلق به یک شرکت تأسیس شده است که در حال سرمایه گذاری در منابع خود است. سازمان مادر اغلب یک مؤسسه مالی مانند بانک یا شرکت بیمه است اما بعضاً می تواند یک شرکت بزرگ غیر مالی نیز باشد. شکل دوم گاهی اوقات به عنوان یک سازمان سرمایه گذاری در شرکت ها نیز خوانده می شود و به عنوان یک دسته جداگانه با آن رفتار می شود.

تعاریف تا حدی در بین محققان و متخصصین متفاوت است.
به عنوان مثال ، کاممینگ و مکینتاش (2002) شرکتهای اسیر را با توجه به خط مشی شرکت مادر (شرکتهای صنعتی و
شرکتهای مالی) تفکیک می کنند.

سرانجام ، سازمان های سرمایه گذاری در بخش عمومی سازمانهایی هستند که توسط موسسات دولتی تأمین مالی و مدیریت می شوند. میزان نفوذ دولت می تواند متفاوت از متعلق بودن بودجه به دولت تا حدی یا پشتیبانی توسط دولت باشد.

سازمانهای سرمایه گذاری با سرمایه گذاری بخش عمومی با سایر شکل های سازمانی سرمایه های سرمایه گذاری تفاوت دارند ، به این معنا که آنها تحت محدودیت های قانونی فعالیت می کنند ، برای نمونه آنها هدف بالاتری دارند (مثلاً ارتقاء و رشد شرکتهای کوچک) یا اینکه فقط به آنها اجازه سرمایه گذاری در یک منطقه خاص داده می شود. دولت سوئد از دیرباز در ایجاد سازمانهای سرمایه گذاری با سرمایه گذاری در بخش عمومی قدمت دیرینه ای داشته است. به عنوان مثال اولین شرکت سرمایه گذاری در سوئد(Företagskapital) تا حدودی توسط دولت تأمین مالی شد. امروزه بیشتر سازمان های سرمایه گذاری در بخش دولتی در سوئد همان چیزی هستند که کاممین و مک اینتاش (2002) به عنوان صندوق ترکیبی برای سرمایه گذاری دولت در کنار سرمایه گذاران خصوصی تعریف می کنند.

رابطه و وابستگی به تأمین کنندگان صندوق می تواند بر نحوه رفتار و عملکرد سازمان سرمایه گذاری تأثیر بگذارد. به عنوان مثال حضور یک سرمایه گذار خارجی می تواند پیامدهای مختلفی در رفتار سرمایه داران با سرمایه گذار داشته باشد. به عنوان مثال دیگر ممکن است سرمایه گذاران روی استراتژی های سرمایه گذاری و افق زمانی شرکت سرمایه گذاری، تأثیر بگذارند (سهلمن ، 1990). با این حال ، مهمترین تأثیر احتمالاً نیاز به بیان موقعیت و ثبت مسیری است که سرمایه داران مستقل برای جلب توجه سرمایه گذاران نیاز دارند. برای نمونه ، Gompers (1995) استدلال می کند که این ممکن است باعث شده باشد برخی از سرمایه داران برای سرمایه گذاری زودهنگام، شرکت های عمومی را تصرف کنند. علاوه بر این ، Scwienbacher (2002) در بررسی خود از سرمایه داران اروپایی متوجه شده است كه اعتقاد گسترده ای وجود دارد كهIPO های (عرضه اولیه سهام (Initial Public Offering)) موفق مزایای قابل توجهی را به سرمایه داران سرمایه گذار می بخشند ، و این نشان می دهد كه سرمایه داران با سرمایه گذاری مستقل ممكن است استراتژی خروج IPO را دنبال كنند ، حتی اگر استراتژی فروش مورد انتظار و منطقی تر باشد.

سازمانهای سرمایه گذاری سرمایه گذار (بویژه نوع سرمایه گذاری شرکتها) می توانند در اهداف استراتژیک خود از شرکتهای مستقل خصوصی متفاوت باشند زیرا این شرکتها ممکن است اهداف استراتژیک شرکتها را در ذهن داشته باشند در حالیکه مستقلان خصوصی معمولاً بازده سرمایه گذاری یا اهداف مالی را به عنوان هدف اصلی خود دارند. رایت و رابی (1996) دریافتند (با توجه به داده های ایالات متحده) که شرکت های اسیر در ابعاد مختلف با سرمایه داران مستقل با یکدیگر متفاوت هستند.
با این حال ، بسیاری از این اختلافات (به عنوان مثال استفاده از روشهای مختلف ارزیابی) احتمالاً می تواند به این دلیل باشد که برخلاف شرکتهای مستقل، شرکتهای اسیر ترجیح می دهند سرمایه گذاران در مراحل بعدی سرمایه گذاری کنند. (مدیریت خرید و فروش).

سرانجام ، سرمایه داران بخش عمومی ممکن است در رفتارهای خود نسبت به همکاران خصوصی خود تفاوت هایی داشته باشند ، به عنوان مثال محدودیت های قانونی دارند. وجود اهداف بلند مدت فراتر از سودآوری در کسب و کار، از ویژگیهای قابل توجهی است که کلیه شرکتهای سرمایه گذاری بخش عمومی را از همتایان خصوصی خود جدا می کند. به عنوان مثال ، در منشور Industrifonden (یکی از بزرگترین سازمان سرمایه گذاری های عمومی سوئد) بیان شده است که هدف همه جانبه بنیاد تقویت نوسازی و رشد شرکتهای کوچک و متوسط ​​در سوئد است. شواهد تجربی زیادی در مورد تفاوت بین سازمان های سرمایه گذاری عمومی و خصوصی وجود ندارد. با این حال ، کاممینگ و مکینتاش (2002) استدلال کردند که شرکت های سرمایه گذاری عمومی کانادا ، بر اساس محدودیت های قانونی و محدودیت های دیگر ، سرمایه گذاری بیشتری را در شرکت هایی با رشد کمتر نسبت به رقبای خود انجام می دهند. ایزاکسون (2006 - مقاله 4) همچنین استدلال می کند که عدم وجود ساختارهای انگیزشی مناسب در بین مدیران سرمایه گذاری در (سوئد) سرمایه داران بخش عمومی نیز می تواند در تصمیم گیری های آنها تأثیر بگذارد. Ayayi همچنین نشانه هایی را مبنی بر وجود سرمایه داران در بخش عمومی (کانادایی) نسبت به همکاران خصوصی خود نشان داد که سطح مهارت کمتری دارند. فقدان مهارت های VC منجر به این شد که آنها گرایشی به تخصص در صنعت خاصی را نداشتند و نتوانند تصمیمات سرمایه گذاری خود را در مراحل خاص توسعه متمرکز کنند. به دلیل بی تجربگی ، آنها در ارائه مشاوره شغلی مناسب به سرمایه گذاران خود نیز ضعیف هستند. Ayayi (2004) همچنین دریافت که بازده سرمایه داران بخش عمومی کانادا به میزان قابل توجهی پایین تر از رقبا بود.

خواندن 655 دفعه