مطالعات در مورد فرآیند سرمایه گذاری خطر پذیر (VC) بخش نهم

نوشته شده توسط
این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)
مطالعات در مورد فرآیند سرمایه گذاری خطر پذیر (VC) بخش نهم - 5.0 out of 5 based on 1 vote

4-4- انتخاب خرید سهام

انتخاب خرید سهام ممکن است به زیرمجموعه های زیر تقسیم شود:

  1. ارزیابی سرمایه گذاری

  2. ارزش گذاری

  3. بستن قرارداد

  4. ساختار مالی

تصمیم سرمایه گذاری

ارزیابی سرمایه گذاری
تحقیقات نشان داده است که برای هر پروژه ای که پذیرفته شده باشد، سرمایه گذاران اکثر پیشنهادات را در روند ارزیابی رد می کنند (میسون و هریسون ، 1999). مرحله ارزیابی سرمایه گذاری یک فعالیت مهم و بسیار زمان بر است. این شامل یک بررسی کامل از موضوع (ناشی از سعی و کوشش) است که سپس بر اساس شرایط بسیار خاص بودجه دریافت می کند. Tybjee و Bruno دریافتند كه سرمايه گذاران تقريباً پنجاه درصد از وقت خود را صرف غربالگري و ارزيابي مي كنند.

مشکلات موجود در انتخاب شرکتهای کارآفرینی جدید مربوط به مشکلات در تخمین پتانسیل آنها و ریسک بالای عدم موفقیت است. بسیاری از این پروژه ها فقط شامل اطلاعات محدودی در مورد محصولات یا خدمات می باشند. تجارت ممکن است فقط شامل برنامه های تجاری ترسیم شده و ویژگی شناختی مطلوب از محصول یا خدمات باشد. فقط ممکن است دانش محدودی در مورد بازار و مشتری های آینده وجود داشته باشد. در نتیجه، اطمینان زیادی در مورد سطح موفقیت وجود ندارد. یک مشکل که اغلب بیان می شود عدم تقارن اطلاعات بین کارآفرینان و سرمایه داران با سرمایه گذار است.

به منظور جابجایی این توزیع دانش ناتمام ، سرمایه گذاران از چندین روش استفاده می کنند. برخی از این موارد شامل اعتماد به نفس
کارآفرینان ، انتخاب محیط زیست ، شبکه های اجتماعی برای انتقال دانش ، اتحادیه تصمیمات سرمایه گذاری و استفاده از چک لیستها و انتخاب معیارها می باشد.

تقریباً تمام مطالعاتی که معیارهای استفاده از سرمایه داران در هنگام تصمیم گیری برای سرمایه گذاری در شرکتهای کارآفرینی را مورد بررسی قرار داده اند ، دریافتند که معیارهای مربوط به مدیریت عامل اصلی تأثیر در تصمیم گیری آنها دارد.
همانطور که خلاصه یافته های مک میلان و همکاران بیان می کند: "تردیدی نیست که صرف نظر از اسب (محصول) ، نژاد اسب (بازار) یا شانس (معیارهای مالی) ، این سوارکار (کارآفرین) است که اساساً مشخص می کند که آیا سرمایه گذار تمایل به شرط بندی دارد یا خیر".

 

ارزش گذاری
یک قدم مهم در روند مذاکره تعیین ارزش فعلی شرکت است. فرایند ارزیابی ، تمرینی است که با هدف دستیابی به قیمت قابل قبولی برای معامله انجام می شود. به طور سنتی یک فرآیند ارزیابی مراحل زیر را طی می کند:


  • ارزیابی درآمد و سودآوری آینده.

  • پیش بینی ارزش احتمالی آینده شرکت بر اساس نجربه سرمایه گذاری در بازار یا درآمد حاصل از انتظار بسته به خروج پیش بینی شده از سرمایه گذاری.

  • هدف قرار دادن حق مالکیت در شرکت سرمایه گذار جهت دستیابی به افزایش مطلوب از سرمایه گذاری پیشنهادی. افزایش مطلوب باید بازده نرخ بازگشت بر اساس کاهش جریان نقدی را دارا باشد.

  • مذاکره در مورد ارزش گذاری.

هنگام ارزيابي شرکتهای خصوصي ، برآورد مسایلی پديد مي آيد كه هنگام ارزيابي شرکتهای دولتي وجود نداشتند. این اختلافات هم بر روند ارزیابی و هم بر ارزش نهایی شرکت خصوصی تأثیر خواهد گذاشت. اولا ، شرکتهای عمومی مطابق با استانداردهای حسابداری پذیرفته شده و موارد را در صورتهای مالی را به نمایش می گذارند و شرکتهای خصوصی در محیطی با نظارت کمتر فعالیت می کنند. ثانیاً ، در حالی که شرکتهای عمومی وظیفه قانونی دارند که مقدار مشخصی از اطلاعات را در اختیار عموم قرار دهند ، اطلاعات کمتری در مورد شرکتهای خصوصی در دسترس است. ثالثاً ، قیمتهای فعلی و گذشته سهام را می توان برای شرکت های دولتی و نه برای شرکت های خصوصی بدست آورد. چهارم ، هزینه های مربوط به انحلال سهام در یک شرکت خصوصی به دلیل عدم وجود بازار بیشتر است و کار دشوارتر است. سرانجام ، صاحبان یک شرکت خصوصی نیز تمایل دارند که جزئی از ساختار مدیریتی شرکت باشند و همینطور ، اغلب در نشخیص تفاوت بین هزینه های شخصی و تجاری ، حقوق و دستمزد مدیریت و سود سهام شکست میخورند. همه این اختلافات بر روی کاهش هزینه استفاده ، جریان نقدی و رشد هزینه مورد انتظار تأثیرگذار خواهند بود و از این رو شرکت خصوصی مانیگارت و همکاران، روشهای ارزشگذاری مورد استفاده سرمایه گذاران در ایالات متحده ، بریتانیا ، فرانسه ، بلژیک و هلند و مسائل مربوط به ارزیابی تصمیمات سرمایه گذاری و اهمیت حسابداری و اطلاعات مالی را مورد بررسی قرار دادتد. جدول 1 تکنیک های ارزشگذاری مورد استفاده، به ترتیب نزولی از بیشترین مصرف (بالاترین میانگین در پنج کشور) به کمترین مصرف را نشان می دهد


جدول 1
تکنیک های ارزشیابی که معمولاً مورد استفاده قرار می گیرند:

  • 1.درآمد قابل نگهداری سرمایه ( P / E چند برابر - مبنای احتمالی) (اصطلاحا به نسبت p/e نسبت قیمت به درآمد نیز گفته می شود (کلمه price به معنی قیمت و کلمه eps به معنی سود هر سهم است)

  • 2.سود قابل نگهداری سرمایه ( EBIT چند برابر) (Earnings before Interest and taxes: EBIT، معیاری است از سود شرکت که هزینه‌های بهره و مالیاترا مستثنی می‌کند)

  • 3.ارسال مجدد قیمت معاملات جهت سرمایه در منطقه

  • 4.کاهش ارزش جریان نقدی (جریان نقدی مقدار خالص پول نقد یا مشابه‌های پول نقد است که به یک کسب‌وکار وارد و از آن خارج می‌شوند)

  • 5.درآمد قابل نگهداری سرمایه (P / Eچند برابر - مبنای نتیجه)

  • 6.دوره بازپرداخت

  • 7.تجارت خاص در جهت قیمت گذاری با قواعد انگشت شصت (به عنوان مثال نسبت های گردش مالی) (این یک اصل کلی است که دستورالعمل های عملی را برای انجام یا نزدیک شدن به یک کار خاص ارائه می دهد. به طور معمول ، قواعد انگشت شست نه نتیجه تحقیق و یا بنیادی نظری ، در نتیجه تمرین و تجربه شکل می گیرد.)

  • 8.کاهش جریان نقدیِ آینده

  • 9.پاسخ به تلاش ها بر حسب درخواست پیشنهادات برای سرمایه گذار بالقوه

  • 10.ارزش سهام طبق دفاتر

  • 11.ارزیابی نابودی دارایی ها (فروش منظم)

  • 12.اساس بازده سود سهام

  • 13.ارزیابی نابودی دارایی ها (فروش اجباری)

  • 14.نسبت PE اخیرسهام شرکت مادر

  • 15.هزینه جایگزینی ارزش دارایی ها

 

مانیگارت و همکاران همچنین نشان دادند که فرایندهای تصمیم گیری در مورد سرمایه گذاری (VC) در کشورها متفاوت است ، به دلیل تفاوت در محیط نهادی ، قانونی و فرهنگی. این امر همچنین ممکن است حاکی از آن باشد که تصمیم گیری در شرایط مختلف اقتصادی متفاوت است. سرمایه گذاران نه تنها در مواقع نامناسب احتیاط بیشتری می کنند (که کاملاً واضح است) بلکه روش های آنها در تصمیم گیری (به عنوان مثال غربالگری و ارزیابی) متفاوت است.

متخصصین اغلب ادعا می کنند که از روش ارزیابی "عقل سلیم (بینش)" یا "pit of the stomach" استفاده می کنند (مقاله 2 را ببینید). این روش بر اساس تجربه ، دانش و بینش سرمایه گذاران استوار است ، بنابراین به مهارت های شخصی سرمایه گذار متکی است. ماهیت نسبتاً مبهم رویکرد عقل سلیم ، تعیین آن را دشوار می کند زمانی که یک سرمایه گذار خاص از آن استفاده می کند. این ممکن است یک استفاده ناخودآگاه از رویکرد و همچنین یک رویکرد آگاهانه باشد.

در یک زمینه مدیریتی ، مدیران سرمایه گذاری اغلب "pit of the stomach" را برابر با مسائل اعتماد قرار می دهند. آنها استدلال می کنند که ارزیابی یک سرمایه گذاری در اغلب موارد با این تصمیم تعیین می شود که آیا کارآفرین می تواند برای انجام یک کار مشخص منصوب شود.
تحقیقات همچنین نشان داده است که اعتماد بین سرمایه گذاران خطرپذیر و کارآفرینان تأثیر مثبتی بر عملکرد مالی یک شرکت پورتفولیو دارد (به مقاله 3 مراجعه کنید - اعتماد).

بستن قرارداد

سرمایه گذاران نقش منحصر به فردی در بازار سرمایه دارند. به عنوان سرمایه گذاران خارجی ، آنها باید بین پروژه های پرخطر قضاوت کنند ، خطراتی را که به عهده می گیرند کنترل کرده و به شرکتهایی که انتخاب می کنند سود می دهد. هنگامی که سرمایه گذار و کارآفرین، مذاکره در مورد یک سرمایه گذاری بالقوه را آغاز کردند ، تعاملات آنها مورد بررسی قرار می گیرد. شواهد غیر رسمی نشان می دهد که اختلافات ممکن است به دلیل تفاوت انتظارات در مورد نقشی که هر یک از طرفها در آینده دارند ، ایجاد شود. این نقش ها منوط به قرارداد هستند و به همین دلیل ، قرارداد اولیه بین طرفین می تواند به عنوان پایه ای برای همکاری موفق قلمداد شود. این زمان صرف شده برای مذاکره و انعقاد قرارداد در روند سرمایه گذاری خطرپذیر را توجیه می کند.

لندستروم و همکاران نشان می دهد که روند مذاکره منجر به عقد قرارداد برای ایجاد درک متقابل بین اعضا است. وقتی این معامله نوشته شد ، انتظارات متقابل باعث شفافیت بیشتری می شود. چنین مذاکراتی ممکن است ارزش ها و اصول مهم را که نیاز به یک رابطه مداوم است ، به نمایش بگذارد. این امر همچنین توسط ساپینزا و کورسگارد (1996) پشتیبانی می شود ، که معتقدند دوره مذاکره برای ایجاد یک رابطه طولانی مدت است. لندستروم و دیگران همچنین استدلال می کنند که بیشتر تعهدات در قراردادها به منظور جلوگیری از مشکلات سازمانی ، محافظت از سرمایه گذاران در برابر اقدامات نامطلوب کارآفرینان و کاهش ارزشهای اخلاقی گنجانده شده است. علاوه بر این ، آنها پیشنهاد کردند که از دوره مذاکره برای افزایش همخوانی هدف بین کارآفرینان و سرمایه گذاران و کاهش عدم تقارن اطلاعات نیز استفاده شود. بنابراین ، روند مذاکره بیش از مدتی است که برای شناسایی و حل مشکلات احتمالی نمایندگی در روابط تعیین شده توسط چان و همکاران اختصاص داده شده است.

در مطالعه ای توسط Kaplan and Strömbergنظریه های مختلف قرارداد مالی برخلاف وضعیت کسب و کار واقعی مورد بررسی قرار گرفتند. یک فرض اساسی در نظریه های استفاده شده در این مطالعه تأکید بر برنامه ریزی احتمالی در قرارداد بود. با توجه به این فرض ، هر قرارداد مذاکره شده به دلیل واگذاری حقوق کنترل متفاوت متناسب با آن سرمایه گذاری خاص ، با قرارداد دیگر متفاوت خواهد بود. هیچ یک از نظریه های بررسی شده به طور مناسب انتخاب توافقات در قرارداد را توضیح نداد. آنها نتیجه گرفتند که توافقاتی که در قراردادهای سرمایه گذاری خطرپذیر استفاده می شود ، درجه بالایی از استاندارد وجود دارد.
Jog
و همکاران با حمایت از این ادعا استفاده از توافقهای مختلف در قرارداد را ارزیابی کردند و نشان دادند که سرمایه گذاران خطرپذیر تقریباً همه تعهدات قرارداد را به یک میزان مهم می دانند. مطالعه ای توسط Isaksson و همکارانش (مقاله 1) در مورد وضعیت قرارداد در بین سرمایه گذاریهای خطرپذیر سوئدی از تئوری سازمانی برای توضیح وضعیت استاندارد بالا بین زیر گروه های مختلف شرکت های سرمایه گذاری خطرپذیر استفاده کرد. به عنوان مثال ، سرمایه گذاران مرحله اولیه از نظر رفتار با سرمایه گذاران مرحله بعد متفاوت هستند.

ساختار مالی
هسته اصلی در سرمایه گذاری خطر پذیر این است که سرمایه و صلاحیت از سرمایه گذار به شرکت کارآفرینی منتقل می شود. تغییر اختیارات در مرحله افزایش سرمایه انجام می شود (که در بخش بعدی توضیح داده شده است) در حالی که تغییر سرمایه می تواند به عنوان پایان نهایی مرحله تصمیم گیری سرمایه گذاری تلقی شود. با این حال ، همانطور که قبلاً اشاره شد، تمام سرمایه یک باره تأمین نمی شود، بلکه اغلب مطابق با نقاط عطف از پیش تعیین شده مرحله به مرحله انجام می شود. از طریق این ساختار چند مرحله ای، سرمایه گذار کنترل بیشتری بر مدیریت و عملکرد تجارت پورتفولیو ( مجموعه ای از طرح ها، پروژه ها یا عملیات است که به صورت گروهی مدیریت می شوند تا بتوان به اهداف استراتژیک دست یافت ) خواهد داشت.

بررسی انجام شده توسط ایساكسون (2000) در مورد ساختار معامله بین سرمایه گذاران خطرپذیر و كارآفرینان در سوئد ، نشان می دهد شش ابزار مالی معمول در ساختار معاملات مورد استفاده قرار میگیرد.

جدول 2
معمولاً از ابزارهای مالی در میان سرمایه گذاران خطرپذیر سوئدی استفاده می شود

ابزار مالی ٪ استفاده شده

(1)سرمایه صاحبان سهام

63٪

(2)معوقات قابل تبدیل

20٪

(3)سهم سهامداران

7٪

(4)وام با امکان تفکیک شدن

4٪

(5)سهام ترجیحی

1٪

(6)وام مشارکت کننده

1٪
ابزار دیگر 4٪

اگر سرمایه گذاری با سرمايه صاحبان سهام انجام شود ، سرمایه گذار هم سهمی در شرکت خواهد داشت و هم با اتصال بازده به سود سهام آینده و سود سرمایه هنگام فروش سرمایه ، یک ریسک واقعی را متحمل می شود. سرمایه گذار یک مالک "قابل مشاهده" در شرکت خواهد بود و با دارایی که به شرکت آورده می شود ، بدهی شرکت های پورتفولیو تقویت می شود.

سهام ترجیحی احتمال دیگری است که با افزودن امتیاز اضافی (ترجیحات) از دارایی "خالص" جدا می شود. به عنوان مثال این امتیاز می تواند این باشد که متصدیان در صورت ورشکستگی به عنوان جبران خسارت سود سهام را داشته باشند یا اینکه شرایط دریافت سود سهام مطلوب تری نسبت به سایر سهامداران داشته باشند. بنابراین سهام ترجیحی می تواند به عنوان ریسک کمتری نسبت به سهام عدالت دیده شود. طبق گفته نورتون و تنباوم (1992) سهام، معمول ترين ابزار مالي براي شركت هاي سرمايه گذاري آمريكايي است. همانطور که در جدول 2 مشاهده می شود ، به نظر نمی رسد شرکت های سرمایه گذاری خطر پذیر سوئد این رسم را کاملاً اتخاذ کرده باشند.

سهم سهامداران یک گزینه اضافی برای ادامه کار صاحبان سهام جهت مشارکت در سهام عدالت است. مشارکت سهامداران می تواند مشروط یا بدون قید و شرط باشد. به عنوان مثال صاحبان سهام یک شرکت می توانند مشارکت سهامداران را برای جبران کسری به عنوان جایگزینی برای انتشار سهام جدید انجام دهید. مزیت این گزینه این است که شرکت می تواند به جای کاهش بسیار سرمایه، سهام خود را (در صورت مشروط بودن ) استرداد کند. از مشارکت سهامداران بدون قید و شرط می توان برای جبران خسارات و تساوی سهام مالکیت استفاده کرد.

خواندن 2420 دفعه